تبليغاتX
انسان شناسی در دنیای امروز
 

۱۳- ۱۰ آوریل ۲۰۰۷ در دانشگاه London Metropolitan انگلستان کنفرانس انسان شناسی و توریسم با عنوان Thinking through tourismبرگزار شد. برای اینکه کاملا در جریان این کنفرانس قرار بگیرید می توانید به این سایت مراجعه کنید و مطالب ارائه شده را دانلود کنید.

 

ASA conference 2007

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 16:10 |

 

فرهنگ ماشين: دانشجويان انسان شناسي كارخانه ي General Motors  را مورد مشاهده قرار دادند.

 

                        

 

امروزه بسياري از انسان شناسان علاقمند به مطالعه ي فرهنگ دنياي مدرن شده اند. بعنوان مثال مي توان از فعاليت آنها در محدو ده هاي انظباطي به مثابه پژوهشگر يا غير آن ذكر كرد.  General Motors از انسان شناسان، پروفسورRobert Trotter  و دانشجويان پژوهشگر NAU  درخواست كرد كه روشي از مطالعات فرهنگي را براي بررسي و تحقيق فرهنگ كار در مراكز جنرال موتور ديترويت به كار ببرند. Trotter مي گويد:« اين پروژه فرصتي استثنايي را در اختيار ما گذاشت كه نظريه ها، دانش و تجارب  انسان شناسي را در مفهوم گسترده ي  همكاري هاي ملي به كار ببريم.» هدف اصلي اين پروژه اين است كه "فرهنگ ايده آل كارخانه " مورد نظر كاركنان جنرال موتورز را مشخص كند. پژوهشگران بعد از بحث و گفتگو با كاركنان رسمي و ساعتي از آنها خواستند كه موانع اصلي و حاشيه اي را كه در رسيدن به ايده الشان وجود دارد تشريح كنند. Tracy Meerwarth  پژوهشگر انسان شناسي فارغ التحصيل از NAU كه در اين پروژه شركت دارد، چنين مي گويد:« ما روش هاي استانداري چون گفتگو،‌ مشاهده را در مدت زماني طولاني در ميدان تحقيق بكار برديم. تجزيه تحليل ما از جملات و روايات آنها موجب هدايت گروه بسوي ساختار "مدل فرهنگ ايده آل" شد، چيزي كه ما به مثابه اساس ايجاد راه حل هاي گوناگون جهت كاربرد كارخانه بكار برديم.» در نظر گرفتن اين مطالعه با  عنوان "Ideal Plant Culture" موجب شد كه پژوهشگران بجاي اينكه با راه حل ها و نتايج ضد و نقيض روبرو باشند به سادگي  كارخانه ي [1]GM را به مثابه ي يك فرهنگ ديگر، نگاه كنند. كاربرد تكنيك هاي انسان شناسي اين امكان را فراهم مي آورد كه پژوهشگران بتوانند هسته اصلي ناسازگاري ها و چالش هاي موجود در كارخانه را از ديدگاه كاركنان تشخيص دهند. با مصاحبه هاي گسترده پژوهشگران، توانستند 12 راه حل مختلف را براي برطرف كردن مشكلات اجتماع همكاران ناتوان و بالا بردن كيفتيت زندگي  كاركنان ايجاد كنند. گستردگي كار اين پژوهشگران از راهنمايي در طراحي و ساختار  پرسش ها، پرورش روح كاري هماهنگ تا به تصوير كشيدن كشف ناسازگاري ها و تصميم ها و نتايج ضد و نقيض در محيط كار بود. Emily Altimare فارغ التحصيل انسان شناسي شركت كننده در اين پروژه مي گويد:« انسان شناسي يكي از بهترين روش ها براي دسترسي به "ديدگاه و جنبه هاي فكري بومي" است و ما مي توانيم به راحتي ناسازگاري ها و چالش ها را تشخيص دهيم و مديران را راهنمايي كنيم كه به طور موثر با كارمندان خود همكاري داشته باشند.»

Trotter و دانشجويانش براي نشان دادن كارشان به ساير افراد پروژه هاي مختلفي را كه در GM  اجرا كرده اند را در يك DVD  ثبت و ضبط كرده اند اين پروژه ها شامل مطالعه ي فرهنگ ايده آل كارخانه هم مي شود. اين DVD  به مثابه يك ابزار آموزشي در كتابخانه GM  در دسترس است.



[1] General Motors

 

 

 

 

نشانی

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 13:55 |

 

    

                        

                                                       Robert E. Rhoades    

   

Robert E. Rhoades استاد انسان شناسي دانشگاه جورجيا به مثابه يكي از بنيانگذاران  انسان شناسی كشاورزي شناخته شده است. حدود30 سال است كه در دانشگاه و نيز در انسان شناسي كاربردي مشغول به كار مي باشد.  بيش از 130مقاله و كتاب داشته و جوايز و افتخارات زيادي به خاطر تلاش هايش دريافت كرده است. او  ابتدا در زمينه ي كشاورزي بين المللي و توسعه ي آن فعاليت داشت. اما در طی دهه ي گذشته فعاليتش را بر روي انسان شناسي غذاهاي محلي و انسان شناسي محيط در آمريكا متمركز كرده است. Rhoades در سال 1942 در مزرعه اي در اوكلاهماي جنوبي متولد شد. بعد از گذراندن دوره ي دوساله ي كالج ايالت اوكلاهما در سال1962 به گروه صلح آمريكا پيوست و به نپال رفت، جاييكه بطور شگفت انگيزي ديدگاه را او نسبت به زندگي  تغيير داد. سپس به آمريكا  برگشت و بورسيه ي مركز East West دانشگاه هاوايي را دريافت كرد. در آنجا در آنجا در رشته ي توسعه ي بين المللي و جامعه شناسي به تحصيل پرداخت. او بعنوان قسمتي از بورسيه ي خود در دانشگاه 

 Philippines Los Baños در موسسه ي بين المللي تحقيقات برنج به فعاليت پرداخت بر روي انتشار  IR-8 يا "miracle riceكار كرد . در سال 1968 علاوه بر كشاورزي در دانشگاه فليپز در كالج   Liberal arts اوكلاهما فعاليت مي كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 18:28 |
 

نام ايران براي ايراني‌ها آشنا و خوشايند است. اما از لحاظ تاريخي نام "ايران" براي خارجي‌ها نا آشناست. آن‌ها بيشتر ما را به نام پرشيا به خاطر مي‌آورند

                        ايران

  خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ تنها از سال 1935 ميلادي است که بر طبق تقاضاي دولت وقت، نام سرزميني که ما در آن زندگي مي کنيم به "ايران" تغيير اسم داده است.

در واقع واژه "ايران" به جاي واژه پرس (به لهجه فرانسوي)، پرشيا (به لهجه انگليسي) و ... که همگي از "پرسيس" يوناني گرفته شده اند، آمده است.

ايران در يک کلام يعني سرزمين آريايي‌ها.

واژه ايران به ايراني باستان  aryanam ،به فارسي باستان ariya، به اوستايي  airya و به فارسي ميانه  eranتلفظ مي‌شود.

واژه ERAN ترکيبي ازER  و پسوندAN  است و به معناي "منسوب به قوم "ER" است. بنابراين اران و با تلفظي که ما امروزه مي‌گوئيم، ايران، يعني محلي منسوب به نژاد "اير" يا محل آريائيان.

از طرفي به گفته بعضي از محققين "اير" در لغت به معني فروتن و آزاده است و جمع آن، ايران به معني فروتنان و آزادگان است. در اوستا هم ايران نام سرزميني است که مردمي شريف، نجيب، نژاده و اصيل در آن زندگي مي‌کنند. اوستا در بخش ونديداد از جايي به نام "ايرانويج" نام مي‌برد که مرکز اصلي ايراني‌ها است. ايرانويج تغيير يافته واژه "ائيرينه وئجه" است. در سانسکريت واژه بيجه به معني تخم است و از اين رو خاورشناسان "ائيرينه وئجه" را به معني "سرزمين تخمه و نژاد آريائي" گرفته‌اند. در واقع نام سرزميني است که ايرانيان نخست به آن جا رفتند و از آن جا تدريجا پيش رفتند و سراسر ايران زمين را گرفتند و بعدها همه ممالکي که در تصرف آنان بود، ايران ناميده شد. در اوستا وقتي درباره ايرانويج سخن مي رود، صحبت از جايي است بسيار سرد و شايد به خاطر همين سرماست که ايراني ها کوچ کرده‌اند.  در ونديداد آمده: "نخستين جا و سرزمين نيکويي که من، اهورامزدا آفريدم، ايرانويج بود که از رود "ونگوهي دائيتي" آبياري مي شود."  و در متون پهلوي آمده که "ونگوهي دائيتي" همان "وهرود" است و در جاي ديگر آمده که وهرود، رود جيحون (اکسوس) است. نام ايرانويج در اوستا و کتب پهلوي بارها ذکر شده و دانشمندان احتمال مي دهند که مکان آن اطراف خوارزم و جيحون باشد. در زمان ساسانيان سرزمين ايران به نام ايرانشهر (  eran-star) و ايراني به نام ايرانشهري ( eransatrik ) معروف بودند. اما آن چه که به نام فلات ايران مي شناسيم، منطقه وسيع و بلندتر از مکان هاي پست اطراف است که در آسياي جنوب غربي شامل قفقاز، ترکستان و افغانستان و ايران کنوني بود و قبل از مهاجرت آريائيان به اين سرزمين، اقوامي از نژادهاي مختلف در آن مي زيستند و منطقه اي که امروز ايران نام دارد جزو قسمتي از بخش غربي و تا حدي جنوبي آن و در حدود 63% تمام آن است.

آرش نورآقايي

 منابع:

- لغت نامه دهخدا، علي اکبر دهخدا

- روزگاران، دکتر عبدالحسين زرين کوب، انتشارات سخن

- دانشنامه مزديسنا، دکتر جهانگير ارشيدري، نشر مرکز

- ايران باستان، م. موله، ترجمه ژاله آموزگار، انتشارات توس

- ايرانويج، دکتر بهرام فره وشي، انتشارات دانشگاه تهران

- زندگي و مهاجرت آريائيان، فريدون جنيدي، نشر بلخ

 

نشانی

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 16:29 |

Netnography اصطلاحي ابداعي از " "ethnography on the Internet يكي از روش شناسي هاي

 

 كيفي برگرفته از فن تحقيق ethnographic براي مطالعه ي فرهنگ و جوامع است كه از طريق

 

 اينترنت انجام مي شود. در اين روش با توجه  به اطلاعاتي كه بصورت آنلاين در دسترس عموم

 

 است، متوجه نيازها و راي و تصميمات كاربران اين اطلاعات مي شوند. Netnography در مقايسه

 

  با روش سنتي اتنوگرافي در مدت زمان بسيار كوتاهتري و دقت بسيار بيشتري انجام مي شود.

 

 

 

نشانی

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 16:7 |