همواره شیفته ی انسان های رها و آزاد منش بوده ام به جرات می گویم از کودکی. یادم هست روزی در کلاس ادببات (دوران دبیرستان) سرکار خانم همتایی دبیر بسیار بسیار عزیزم ( که همیشه می ستایمش و درود بر او می فرستم) از خانم هایی صحبت می کردند که با داشتن تحصیلات بالا و امکانات مالی خوب بسیار ساده زندگی می کنند و بیشتر اوقات خود را صرف کمک به تهیدستان می کنند. در زمانی که ایشان از آنها می گفتند همینطور من هم اشک می ریختم. این نوع زندگی کردن بسیار شهامت و والایی می طلبد که هر کسی لیاقت آن را نمی یابد. خوشا بحال این انسان های رها و ارزشمند.
امروز در سایت هفتان با لینکی روبرو شدم "دیدار با اکبر مشکوتی، «علی عابدینی» هامون" علی عابدینی در فیلم هامون یادمان هست! همان که شادروان شکیبایی در نقش هامون در جستجویش بود آن انسان عارف منش! جالب است که بدانیم علی عابدینی همان اکبر مشکوتی است که واقعا یک علی عابدینی است، یعنی نقش بازی نکرده بود بلکه زندگی خودش هم سر تاسر رهایی و والایی است. شرح بیشتر در سایت "چشمها " نوشته های اقای "کوروش رنجبر " است که من آن را در این وبلاگ می گذارم که هم برای خودم به یادگار بماند و هم شما دوستان بخوانید.
چند
روز پيش فرصتي دست داد که به قاسم آباد برويم و اکبر مشکوتي بازيگرنقش علي
عابديني فيلم هامون را ببينم.پيدا کردن او خود حکايتي دارد،چرا که دقيقا
مثل حميد هامون شده بودم.نشانههايش بود ،اما خودش نبود.او در کرج زندگي
ميکند و زن و دو بچه دارد ولي سالهاست که زندگي اش را وقف مردم قاسم آباد
کرده است.همه او را مي شناسند و دوستش دارند.آن کلبهي کنار دريا که در
فيلم هامون ديده بوديم زير آب رفته است و او يکي ديگر درست کرده که هنوز
تمام نشده است.يک اتاق در قاسم آباد دارد و يک کلبه هم بالاي کوه اجاره
کرده است و اکثر وقتش را به تناوب در اين کلبه ها مي گذراند.او جاهايي را
در کوه براي خودش دارد که به تمرکز و مراقبه ميگذراند.
اکبر مشکوتي
همچنان محبوب جوانان است و هر از گاهي هنرمندان سينما و تئاترو فيلمسازان
جوان به ديدن او ميآيند و از او در ساختن فيلم کمک ميگيرند.خودش
مي
گويد هنوز خيليها به دنبال علي عابديني هستند در صورتي که اين نقش برايش
تمام شده است.مشکوتي ميگويد آن دوره را سالها پيش از سر گذرانده است و
ديگر برايش جذابيت ندارد و علي عابديني را بايد براي نسلهاي ديگر بگذاريم.
مشکوتي
سالها در انگليس زندگي کرده است و چندين بار به آلمان و آمريکا و کانادا
سفر کرده،او اهل سفر و مراقبه و موسيقي است و از سالها پيش به کار ساختن
فيلمهاي تبليغاتي مشغول بوده است. يکي دو فيلم مستند هم ساخته و فيلم
سلطانيه يکي از اين فيلمهاست و آهنگساز چند فيلم کوتاه و بلند نيز بوده
است.مشکوتي در رشته معماري تحصيلات آکادميک دارد و طرحهاي زيادي براي
ساخت خانههاي ارزان و راحت دارد.مشکوتي ۶۳ساله است ولي مثل يک جوان 20
ساله سرشار از انرژي و اميدوار به زندگي است.
فيلم ميبيند و کتاب
ميخواند و ساز ميزند.تنبورش را هميشه با خودش دارد و هر که خواهان سازش
باشد برايش ميزند.او اهل گله کردن نيست ولي دوست داشت اگر کسي مهرجويي را
ميبيند از قول او بگويد :
کجايي رفيق قديمي؟چرا حال مارا نميپرسي؟
ديدار
با اکبر مشکوتي خيلي لطف دارد چرا که حسابي شيفتهاش ميشويد.از خاطراتش
که ميگويد ميبيني چه قدر براتيگان در خودش دارد.من جاي همهي دوستان را
خالي کردم و اين چند عکس هم سوغات اين سفر است.
برای دیدن عکس ها به سایت چشمها مراجعه فرمایید:
http://ranjbar.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=7

