تبليغاتX
انسان شناسی در دنیای امروز
 

انجمن فرهنگی ایران زمین (افراز)


 با همکاری سازمان میراث فرهنگی کشور و شهرداری تهران برگزار میکند:

همایش تن پوش ها


بررسی علمی و پژوهشی تن پوشهای ایران، از ادوار نخستین تا پایان دوره قاجار

 

 

 

14 اسفند 1387 ساعت 14.30 تا 18
تهران، خیابان آزادی، نرسیده به بزرگراه یادگار امام،
تالار همایش سازمان میراث فرهنگی کشور

 

دوستان عزیز برای آگاهی بیشتر از این همایش و نیز آشنایی با انجمن افراز از سایت و وبلاگ این انجمن دیدن فرمایید:

 

 

تارنمای انجمن افراز

 

وبلاگ انجمن افراز

 

 

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 22:0 |

همواره شیفته ی انسان های رها و آزاد منش بوده ام به جرات می گویم از کودکی. یادم هست روزی در کلاس ادببات (دوران دبیرستان) سرکار خانم همتایی دبیر بسیار بسیار عزیزم ( که همیشه می ستایمش و درود بر او می فرستم) از خانم هایی صحبت می کردند که با داشتن تحصیلات بالا و امکانات مالی خوب بسیار ساده زندگی می کنند و بیشتر اوقات خود را صرف کمک به تهیدستان می کنند. در زمانی که ایشان از آنها می گفتند همینطور من هم اشک می ریختم. این نوع زندگی کردن بسیار شهامت و والایی می طلبد که هر کسی لیاقت آن را نمی یابد. خوشا بحال این انسان های رها و ارزشمند.

امروز در سایت هفتان با لینکی روبرو شدم  "دیدار با اکبر مشکوتی، «علی عابدینی» هامون" علی عابدینی در فیلم هامون یادمان هست! همان که شادروان شکیبایی در نقش هامون در جستجویش بود آن انسان عارف منش! جالب است که بدانیم علی عابدینی همان اکبر مشکوتی است که واقعا یک علی عابدینی است، یعنی نقش بازی نکرده بود بلکه زندگی خودش هم سر تاسر رهایی و والایی است. شرح بیشتر در سایت "چشمها " نوشته های اقای "کوروش رنجبر " است که من آن را در این وبلاگ می گذارم که هم برای خودم به یادگار بماند و هم شما دوستان بخوانید.



دوشنبه - ۲۸ مرداد ۱۳۸۷

چند روز پيش فرصتي دست داد که به قاسم آباد برويم و اکبر مشکوتي بازيگرنقش علي عابديني فيلم هامون را ببينم.پيدا کردن او خود حکايتي دارد،چرا که دقيقا مثل حميد هامون شده بودم.نشانه‌هايش بود ،اما خودش نبود.او در کرج زندگي مي‌کند و زن و دو بچه دارد ولي سالهاست که زندگي اش را وقف مردم قاسم آباد کرده است.همه او را مي شناسند و دوستش دارند.آن کلبه‌ي کنار دريا که در فيلم هامون ديده بوديم زير آب رفته است و او يکي ديگر درست کرده که هنوز تمام نشده است.يک اتاق در قاسم آباد دارد و يک کلبه هم بالاي کوه اجاره کرده است و اکثر وقتش را به تناوب در اين کلبه ها مي گذراند.او جاهايي را در کوه براي خودش دارد که به تمرکز و مراقبه مي‌گذراند.
اکبر مشکوتي همچنان محبوب جوانان است و هر از گاهي هنرمندان سينما و تئاترو فيلمسازان جوان به ديدن او مي‌آيند و از او در ساختن فيلم کمک مي‌گيرند.خودش
مي گويد هنوز خيلي‌ها به دنبال علي عابديني هستند در صورتي که اين نقش برايش تمام شده است.مشکوتي مي‌گويد آن دوره را سالها پيش از سر گذرانده است و ديگر برايش جذابيت ندارد و علي عابديني را بايد براي نسل‌هاي ديگر بگذاريم.
مشکوتي سالها در انگليس زندگي کرده است و چندين بار به آلمان و آمريکا و کانادا سفر کرده،او اهل سفر و مراقبه و موسيقي است و از سالها پيش به کار ساختن فيلم‌هاي تبليغاتي مشغول بوده است. يکي دو فيلم مستند هم ساخته و فيلم سلطانيه يکي از اين فيلم‌هاست و آهنگساز چند فيلم کوتاه و بلند نيز بوده است.مشکوتي در رشته معماري تحصيلات آکادميک دارد و طرح‌هاي زيادي براي ساخت خانه‌هاي ارزان و راحت دارد.مشکوتي ۶۳ساله است ولي مثل يک جوان 20 ساله سرشار از انرژي و اميدوار به زندگي است.
فيلم مي‌بيند و کتاب مي‌خواند و ساز مي‌زند.تنبورش را هميشه با خودش دارد و هر که خواهان سازش باشد برايش مي‌زند.او اهل گله کردن نيست ولي دوست داشت اگر کسي مهرجويي را مي‌بيند از قول او بگويد :

کجايي رفيق قديمي؟چرا حال مارا نمي‌پرسي؟
ديدار با اکبر مشکوتي خيلي لطف دارد چرا که حسابي شيفته‌اش مي‌شويد.از خاطراتش که مي‌گويد مي‌بيني چه قدر براتيگان در خودش دارد.من جاي همه‌ي دوستان را خالي کردم و اين چند عکس هم سوغات اين سفر است.




برای دیدن عکس ها به سایت چشمها مراجعه فرمایید:


http://ranjbar.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=7
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 22:54 |
به گزارش همشهري آنلاين به نقل از مهر منصور واعظي دبير شوراي فرهنگ عمومي كشور كه مسئوليت تاييد مناسبت هاي ويژه و قراردادنشان در تقويم رسمي را دارد، در نشست خبري صبح سه شنبه،21 خرداد ضمن اعلام قرار گرفتن شب يلدا در تقويم رسمي گفت: 10 مناسبت جدید برای سال 1388 در نظر گرفته شده كه در تقويم سالانه سال بعد قرار خواهد گرفت.

مناسبت هاي تاييدشده شوراي فرهنگ عمومي در 11 بند زير آمده است.

مناسبت هاي تاييدشده شوراي فرهنگ عمومي در 11 بند زير آمده است.

1- سوم اردیبهشت همزمان با زادروز شیخ بهایی به نام روز معماری.

2- روز 17 خرداد بزرگداشت حاج ملا هادی سبزواری.

3- اول آذر که قانون بورس کشور به تصویب رسید، به نام روز بورس یا بازار سرمایه نامگذاری شد.

 4- روز 20 فروردین شهادت مرتضی آوینی به روز هنر اسلامی.

 5- روز 22 اردیبهشت زادروز شیخ مرتضی انصاری به نام روز فقه و زندگی.

 6- اول ذی حجه روز ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه (ع) به نام روز ازدواج .

7- روز ششم مرداد به جای دو روز مستقلی که قبلاً با عنوان های کارآفرینی و آموزش های فنی و حرفه ای بود، به همین نام و در یک روز گرد آمد.

 8- روز 30 آذر که شب آن طولانی ترین شب سال است به نام شب يلدا.

9- روز 18 اسفند که روز تاسیس کانون های فرهنگی هنری مساجد است به نام روز مسجد.

 10- روز چهارم مرداد که اولین نماز جمعه کشور برگزار شد به نام روز نماز جمعه.

 11- روز 13 شهریور سالروز بزرگداشت ابوریحان بیرونی هم به نام روز مردم شناسی نامگذاری شد.

 
     
  

 

نشانی

 

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 9:9 |
من دیگر پایین نمی‌آیم
رویا فتح‌اله زاده  ۱۳۸۶/۱۱/۲۰

«بارون درخت‌نشین» رمانی است که با وجود غیر رئالیستی بودن، درون‌مایه‌های اجتماعی دارد. تحلیل پیش رو، با تأکید بر وجوه تطور‌شناسانه و مردم‌شناسانه، می‌کوشد لایه‌های زیرین اثر را برای مخاطب آشکار سازد. از آن‌جا که نقدهای بسیاری درباره آثار ایتالو کالوینو نوشته شده‌، مقاله حاضر بر آن است از تکرار مکررات پرهیز کرده و دیدگاه جدیدی در مورد داستان ارائه دهد.
با تأمل در لایه‌های زیرین اثر، رویکردهای متفاوتی را می‌توان یافت که سرانجام همه آن‌ها در نقطه مشترکی به هم می‌پیوندند، از جمله‌ گیاه‌شناسی‌، تطورگرایی‌، دیدگاه‌های ژان ژاک روسو و نظریه‌های مردم‌شناسانه. (1)
البته رویکرد تطورگرا از نظر برخی مردم‌شناسان رد شده است، اما نظریه‌ای است که برخی از آن‌ها پذیرفته‌اند که درستی یا نادرستی‌اش در این مقاله نمی‌گنجد. درمورد رویکرد مارکسیستی کالوینو می‌توان گفت که منتقدین کمتر در مورد تأثیر کالوینو در نظریات مارکسیستی سخن گفته‌اند زیرا وی پس از سال‌ها همکاری با نشریات مارکسیستی سرانجام از حزب کمونیست جدا شد‌؛ اما رمان «بارون درخت‌نشین» و نگاه پررنگ تطورگرایانه در داستان‌، وی را به نقاط مشترکی با نظریات مارکسیستی می‌رساند.
مارکس جوامع را در حال تطور به جامعه سوسیالیستی می‌دانست‌، مهم‌تر این‌که نظریه مارکس، نظریه‌ای تطورگرا بود‌. او کمون اولیه را که در آن زندگی اشتراکی وجود داشت و هنوز قوانین‌، تقسیم کار و مالکیت خصوصی به‌وجود نیامده بود، می‌ستود.
بی‌جهت نیست که جامعه‌ی آرمانی قهرمان داستان «بارون درخت‌نشین» را این چنین تصور کنیم، زیرا علاقمند به وضع طبیعی بشر بود‌، وضعی که مانند کمون اولیه، هنوز قوانین و مقررات در آن به وجود نیامده بود و جامعه‌ای بدون طبقه تحت عنوان درختستان، ایده‌آل آن است.

 

ادامه ی مطلب را در سایت فیروزه بخوانید.

ایتالو کالوینو

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 14:43 |

در اينجا تصميم دارم شما را با يك سايت بسيار مفيد ايراني آشنا كنم . نصور :

 

این سایت محصول یک دغدغۀ شخصی نسبت به گسترش محتوای مفید در وب فارسی است که در زمینه های اندیشۀ سیاسی، فلسفه، اجتماع و ادبیات با دو دامنه Nasour.net و Nasour.com اقدام به انتشار مطلب خواهد کرد. این پروژۀ فرهنگی در حال گسترش است و از هرگونه همکاری و پیشنهاد شما دوستداران فرهنگ و اندیشه در جهت ارتقای سطح کیفی سایت، صمیمانه استقبال خواهد شد.

خط مشی و اهداف سایت بدین ترتیب اعلام خواهد شد:

 

- کمک به گسترش محتوای مفید در وب فارسی

- ایجاد یک منبع مقاله در زمینه های اندیشۀ سیاسی، فلسفه، اجتماع و ادبیات

- کمک به نشر الکترونیکی آثار نویسندگان جوان و ناشناخته

- جمع آوری آرشیوهای کهنه در وب و بازآوری و دسته بندی آن

 

 

 

با سپاس و احترام: نصور نقی پور

 

 

 

 

سايت نصور

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 15:21 |

 

خبرگزاري فارس:مجتبي بهادري جايزه برتر

جشنواره بين‌المللي Ibdaa در بخش عكس را از آن خود كرد.

گزارش خبرنگار هنرهاي تجسمي فارس، جشنواره Ibdaa در بخش‌هاي مختلفي چون عكاسي،فيلم،مستند،تبليغات،گرافيك، روزنامه‌نگاري و ... در كشورهاي مختلف جهان برگزار مي‌شود.
امسال اين جشنواره در كشور امارات متحده عربي برگزار شد. آثار شركت‌كنندگان سراسر دنيا در بخش‌هاي مختلف، از سوي داوران بين‌المللي هر بخش در چهار مرحله داوري شد و در نهايت از هر بخش پنج نفر موفق به برپايي نمايشگاهي از آثارشان به مدت يك هفته در اين كشور شدند.
در خلال برگزاري نمايشگاه و در مرحله پنجم داوري يك نفر به عنوان برگزيده نهايي در هر بخش انتخاب مي‌شود كه مجتبي بهادري از ايران براي مجموعه عكس خود در حوزه مردم‌شناسي در استان بوشهر موفق به دريافت جايزه برتر اين جشنواره در بخش عكس شد و جايزه خود را كه فرصت همكاري يك ماهه با هنرمندان و طراحان كمپاني motivate انگلستان است دريافت كرد.
جوايز اين جشنواره از سوي شركت‌ها و شبكه‌هاي تلويزيوني چون BBC ، CNN ، MBC و Motivate و ... اهدا مي‌شود.
مجتبي بهادري، دانشجوي سال آخر سينما دانشگاه هنر است و در زمينه مردم شناسي و قوم شناسي فعاليت‌هاي پژوهشي دارد.
وي همچنين آثاري با عنوان «ماه بس، خداحافظ رفيق و وقتي هلو افتاد» منتشر كرده است كه اثر آخر او به عنوان نمايشنامه برتر دهمين جشنواره بين المللي تاتر عروسكي انتخاب شده است.
مقام سوم جشنواره تاتر خلاق در سال 85، كسب مقام اول اين جشنواره در سال 86 ، مقام اول جشنواره Conceptual Art (جشنواره خلاق) سال 86 از جمله افتخارات اوست.
بهادري در حوزه عكاسي تاكنون چندين نمايشگاه انفرادي و گروهي داشته و در جشنواره‌هاي داخلي و خارجي نيز حضور داشته است.
همچنين امروز فيلم «كز» آخرين اثر مجتبي بهادري فيلم ساعت17 در تالار ناصري خانه هنرمندان ايران به روي پرده مي رود. اين فيلم هم تلاشي است در پژوهش رفتار عشاير قشقائي و بندرنشينان بوشهر. 

نشانی

 

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 16:20 |
این وبلاگ مربوط به موضوعات انسان شناسی می باشد ولی گاهی با مطالبی روبرو می شوم که به نظرم دانستن آن برای یک انسان شناس ضروری و مفید است. در اینجا در نظر دارم شما را با یک هنرمند ایرانی که شهرت جهانی دارد آشنا کنم شاید از همه بیشتر نحوه ی زندگی و هدفی که در زندگی دارد برایمان جالب باشد.

                          نادعليان

نادعليان  زندگي در طبيعت و با طبيعت را دوست دارد.  او  اغلب در يك منطقه كوهستاني (در روستاي پلور در كيلومتر 65 تهران به آمل) و در كنار كوه دماوند زندگي ميكند و آثار  هنریش را با استفاده از عناصر طبیعی بوجود مي آورد.  براي او اشكال سنگ ها معني دارند.  او هزاران سنگ را جمع آوري كرده است كه هر كدام براي او پيكره اي محسوب ميشوند.  راه رفتن در كنار رودخانه و گوش كردن به صداي موزون آب براي او دوست داشتني است.  سئوالاتي وجود داشته اند كه هميشه ذهن او را به خود مشغول كرده اند. چگونه نظام موجود در طبيعت بواسطه آب به سنگها شكل ميدهد؟ آيا ميتوان همانند آب جاري و لطيف بود و به سنگهاي سخت صورت و معني داد؟

سنگ ها با او گفتكو ميكنند. اشكال هماهنگ موجود در آنها بواسطه نظام هستي بوجود می آیند. با شكوه ترين لحظه براي او زماني است كه تكه سنگي خيال او را برانگيزد.   به نظر میرسد که اشگالی که او تجسم میکند  به صورت آماده در طبيعت وجود دارند. فقط خيال او نيست كه پيكره هاي خود را از طبيعت انتخاب ميكند. شايد پيكره هاي موجود در طبيعت كه نظام هستي به آن ها شكل داده است او را انتخاب ميكنند و به او مي آموزند كه چگونه طبیعت را ببيند. او نظام طبيعت را مي پذيرد و از آن پيروي ميكند. آثار او معرف و متضمن موزوني و آهنگ طبيعت هستند.

ادامه ي مطلب

زندگينامه ي استاد نادعليان

آثار نادعليان در جشنواره" هنر محيطي خليج فارس"

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 10:3 |
 

نام ايران براي ايراني‌ها آشنا و خوشايند است. اما از لحاظ تاريخي نام "ايران" براي خارجي‌ها نا آشناست. آن‌ها بيشتر ما را به نام پرشيا به خاطر مي‌آورند

                        ايران

  خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ تنها از سال 1935 ميلادي است که بر طبق تقاضاي دولت وقت، نام سرزميني که ما در آن زندگي مي کنيم به "ايران" تغيير اسم داده است.

در واقع واژه "ايران" به جاي واژه پرس (به لهجه فرانسوي)، پرشيا (به لهجه انگليسي) و ... که همگي از "پرسيس" يوناني گرفته شده اند، آمده است.

ايران در يک کلام يعني سرزمين آريايي‌ها.

واژه ايران به ايراني باستان  aryanam ،به فارسي باستان ariya، به اوستايي  airya و به فارسي ميانه  eranتلفظ مي‌شود.

واژه ERAN ترکيبي ازER  و پسوندAN  است و به معناي "منسوب به قوم "ER" است. بنابراين اران و با تلفظي که ما امروزه مي‌گوئيم، ايران، يعني محلي منسوب به نژاد "اير" يا محل آريائيان.

از طرفي به گفته بعضي از محققين "اير" در لغت به معني فروتن و آزاده است و جمع آن، ايران به معني فروتنان و آزادگان است. در اوستا هم ايران نام سرزميني است که مردمي شريف، نجيب، نژاده و اصيل در آن زندگي مي‌کنند. اوستا در بخش ونديداد از جايي به نام "ايرانويج" نام مي‌برد که مرکز اصلي ايراني‌ها است. ايرانويج تغيير يافته واژه "ائيرينه وئجه" است. در سانسکريت واژه بيجه به معني تخم است و از اين رو خاورشناسان "ائيرينه وئجه" را به معني "سرزمين تخمه و نژاد آريائي" گرفته‌اند. در واقع نام سرزميني است که ايرانيان نخست به آن جا رفتند و از آن جا تدريجا پيش رفتند و سراسر ايران زمين را گرفتند و بعدها همه ممالکي که در تصرف آنان بود، ايران ناميده شد. در اوستا وقتي درباره ايرانويج سخن مي رود، صحبت از جايي است بسيار سرد و شايد به خاطر همين سرماست که ايراني ها کوچ کرده‌اند.  در ونديداد آمده: "نخستين جا و سرزمين نيکويي که من، اهورامزدا آفريدم، ايرانويج بود که از رود "ونگوهي دائيتي" آبياري مي شود."  و در متون پهلوي آمده که "ونگوهي دائيتي" همان "وهرود" است و در جاي ديگر آمده که وهرود، رود جيحون (اکسوس) است. نام ايرانويج در اوستا و کتب پهلوي بارها ذکر شده و دانشمندان احتمال مي دهند که مکان آن اطراف خوارزم و جيحون باشد. در زمان ساسانيان سرزمين ايران به نام ايرانشهر (  eran-star) و ايراني به نام ايرانشهري ( eransatrik ) معروف بودند. اما آن چه که به نام فلات ايران مي شناسيم، منطقه وسيع و بلندتر از مکان هاي پست اطراف است که در آسياي جنوب غربي شامل قفقاز، ترکستان و افغانستان و ايران کنوني بود و قبل از مهاجرت آريائيان به اين سرزمين، اقوامي از نژادهاي مختلف در آن مي زيستند و منطقه اي که امروز ايران نام دارد جزو قسمتي از بخش غربي و تا حدي جنوبي آن و در حدود 63% تمام آن است.

آرش نورآقايي

 منابع:

- لغت نامه دهخدا، علي اکبر دهخدا

- روزگاران، دکتر عبدالحسين زرين کوب، انتشارات سخن

- دانشنامه مزديسنا، دکتر جهانگير ارشيدري، نشر مرکز

- ايران باستان، م. موله، ترجمه ژاله آموزگار، انتشارات توس

- ايرانويج، دکتر بهرام فره وشي، انتشارات دانشگاه تهران

- زندگي و مهاجرت آريائيان، فريدون جنيدي، نشر بلخ

 

نشانی

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 16:29 |

درگذشت يكي از سرشناس‌ترين فيلسوفان پست مدرن

خبرگزاري فارس: ژان بودريار (Jean Baudrillard) جامعه‌شناس و فيلسوف فرانسوي، كه پس از بحران مه 1968 به شهرت بين‌المللي رسيد، در سن 77 سالگي و در پي يك بيماري طولاني، 6 مارس در پاريس درگذشت.

به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از روزنامه لوموند چاپ پاريس، ژان بودريار 20 ژوييه 1929 در ريم به دنيا آمد. وي كه زبان آلماني مي‌دانست به ترجمه آثار ماركس و برشت روي آورد و از سال 1966 در دانشگاه نانتر به تدريس جامعه‌شناسي روي آورد.
بودريار در سال 1968 اولين كتابش را با نام «نظام اشياء» منتشر كرد و سپس «جامعه مصرفي» را به چاپ رساند.
اين جامعه‌شناس فراسوي طي حيات خود پنجاه اثر را نوشت كه از آن ميان مي‌توان به «آمريكا»(1986) اشاره كرد.
ژان بودريار كه قلمي تند و تيز داشت، مدتي مجذوب ماركسيسم بود، با اين حال منتقدان در تقسيم‌بندي‌ جامعه‌شناسان، وي را جزو هيچ گروهي قرار نمي‌دهند.

نشانی

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 22:48 |

قصه‌نويس‌هاي دستفروش در دروازه غار
 
                             

                         

مهرزاد غني‌پور

 

روزهاي جمعه بچه‌هاي كار از راه‌هاي دور و نزديك به نعمت‌آباد (انتــــــــــــــــهاي منطقهء 17)، جايي كه _زير گذرهاي زيادي به چشم مي‌خورد مي‌آيند تا در كلاس داستان‌‌نويسي عموخياط شركت كنند. پسراني كه تمام هفته يا مشغول فروختن فال و گل و آدامس و ساز زدن در خيابان هستند يا در كارگاه‌هاي توليدي لباس، نجاري و مكانيكي كار مي‌كنند. در كنار آن‌ها دختراني هم هستند كه با وجود سن اندكشان، كارهايي چون تكه‌دوزي و مونتاژ را در خانه انجام مي‌دهند يا به جاي پدر و مادرشان كه بيرون از خانه كار مي‌كنند، مراقب خواهر و برادر خود هستند.

بچه‌ها دورتادور يك ميز نشسته‌اند در حالي كه شادند و گاهي سر به سر هم مي‌گذارند. روي ميز ظرف ملامين چهارگوش سفيدي پر از مدادهاي قد و نيم‌قد همراه با پاك كن و تراش گذاشته شده در كمد پشت‌سر بچه‌ها پر از نوشته‌هايي است با اسپري و ماژيك. در آهني كلاس شيشه ندارد. با اين حال چيزي كه براي بچه‌ها مهم است اين است ‌كه امروز هم توانسته‌اند در كلاس عموخياط شركت كنند.

سه‌تا از شاگردهاي قديمي‌تر عموخياط كه سال‌هاست به اين كلاس‌ها مي‌آيند، در نوشتن داستان‌ها به بچه‌ها كمك مي‌كنند. عموخياط از يكي از اين شاگردان كه بچه‌ها به آن‌ها ياور مي‌گويند مي‌خواهد تا داستاني كه دربارهء زيرگذر نوشته است را براي بچه‌ها بخواند و بعد از آن بچه‌ها داستان‌هاي خودشان را دربارهء زير گذر بنويسند.

ميترا، دختر 17 ساله شروع به خواندن مي‌كند: آخ چه موهايي داشت. طلايي مثل روياهام. چه چشم‌هاي سبزي واي مثل جنگل، مثل اين‌كه داري به يه دشت بزرگ نگاه مي‌كني. آن‌جا ته زندگي منه. لب‌هاي قلوه‌اي رنگش چقدر حرف براي گرفتن داره... اما لباسش كهنه بود. عيبي نداره. يدونه براش مي‌دوزم، اما مامانم دعوايم مي‌كند اشكـــــــــالي ندارد. آن‌لباس خال‌خالي آبي‌ام را پاره مي‌كنم و برايش يك لباس نو مي‌دوزم. نوي نو واي ديگه مي‌شه همان فرشته روياهاي خودم. مي‌برمش قايمش مي‌كنم زير شيرواني. راستي، اسمش رو چي بگذارم. ميم، آره ميم عاليه. با هم مي‌رويم غذا مي‌خوريم نـــــــــون خشك توي آب مي‌زنيم، مي‌خوريم. مي‌برمش پارك. تاب‌‌تاب عباسي. الاكلنگ و تيشه، سرسره، همه‌جا مي‌برمش. زياد حمام نمي‌برمش آخه مامانم مي‌گه نبايد زياد حمام برويم شايد حمام ما را اذيت مي‌كند. مي‌رويم با هم كار مي‌كنيم. آقا يه آدامس بخر. آن هم حتماً جلب زيبايي ميم مي‌شود و براي بيش‌تر نگاه كردنش يك آدامس از من مي‌خرد. شب با هم مي‌خوابيم. من برايش لالايي مي‌گويم  ا ميم انقدر تكان نخور. بي‌خوابم كردي. زير سرت سفته؟ خب عيبي ندارد. اگر نخوابي فردا  از ناهار خبري نيست. دامن چين‌دار مي‌خواهي؟ هموني كه توي مغازس؟ باشه صبر كن يكي بهتر از آن را برايت مي‌خرم. آره همه تعجب مي‌كنن. مي‌پرسند آن را از كجا آورده‌اي. آخ چقدر خوب مي‌شود، اما كي مي‌رود از زير زيرگذر هفت بيارش؟

حالا بچه‌ها شروع به نوشتن داستان‌هاي خودشان مي‌كنند و برگه‌ها را به عموخياط مي‌دهند. عموخياط از بچه‌هايي كه بزرگ‌تر هستند، مي‌خواهد كه در كلاس بمانند بعد كتاب‌هاي «هري پاتر» را بين آن‌ها پخش مي‌كند و از آن‌ها مي‌خواهد كه بعد از دو هفته كتاب‌ها را پس بدهند كلاس تعطيل مي‌شود تا جمعهء هفتهء آينده. بعضي از بچه‌ها مشغول بازي در حياط مي‌شوند و بعضي به خانه مي‌روند.

علي صداقتي خياط، نويسنده و رمان‌نويس پس از ديدن واقعيت زندگي كودكان كار در محلاتي چون دروازه غار، ناصرخسرو، سرچشمه‌و مولوي به اين نتيجه رسيد كه اگر كودكان در جمع‌هاي كوچك كنار هم بنشينند و آزادانه برداشت‌هاي خود را بيان كنند. بستر مناسبي ايجاد مي‌شود تا من استقلال‌يافته خود


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 15:52 |
امروز تصمیم دارم مطالب و خبرهای مرتبط با انسان شناسی و مطالعات فرهنگی را از وبلاگ ها و سایت های ایرانی انتخاب کنم تا کمی با پژوهش هایی که در میهن خودمان انجام می شود آشنا شویم.

لازم است بگویم که در هفتان با این سایت ها آشنا شدم.

 بررسی جامعه شناختی حوزه داستان نویسی ایران 1300-1320 بر مبنای تئوری ساختارگرایی تکوینی پی یر بوردیو" موضوع پایان نامه ی نویسنده ی وبلاگ برزخ است که کامل آن را در این آدرس می توانید مطالعه کنید.

برزخ

مطلب بعدی در رابطه با تاثیر سنت و مدرنیته بر ادبیات کودک ایران است.

آپادانا

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 15:46 |
 

خبرگزاري ميراث فرهنگي _فرهنگ وهنر_رضا مرادي غياث آبادي:  گاهشماري ايراني، دستاورد كوشش‌هاي خستگي‌ناپذير دانشمندان اين سرزمين در گذر هزاران سال است. گمان نمي‌رود که هيچ ملت و تمدني به اندازه ايرانيان تا اين اندازه به بررسي و پژوهش در تقويم‌‌شناسي پرداخته باشند. فهرست نسخه‌هاي خطي استاد "احمد منزوي"، خود به تنهايي نشان‌دهنده بيش از دو هزار نسخه تقويمي و خطي منتشرنشده به زبان فارسي است. بيشترين كتيبه‌هاي باستاني در زمينه نجوم و گاهشماري كه در مياندورود بدست آمده‌اند، به دوران فرمانروايي كاسيان و هخامنشيان منسوب هستند. كوشش و پيگيري شگفت‌انگيز دانشمندان ايراني، منجر به پيدايي دقيق‌ترين گاهشماري جهان در ايران شده است. اگر نمي‌توانيم چيزي برآن بيفزاييم، آن را قرباني خواسته‌هاي بازيگوشانه خود نكنيم. گاهشماري ايراني، سند افتخار علمي ايرانيان است، نه ابزاري براي خواست‌هاي ساده‌انگارانه و دلخواهانه ما.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت 20:28 |
اصفهان – خبرگزاري ميراث فرهنگي - طي تصميمي از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و پيشنهاد يونسكو، 127 اثر اصفهان با الحاق به مجموعه ميدان نقش جهان در فهرست ميراث جهاني ثبت مي‌شود. 
«اسفنديار رحيم مشايي»، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور در سفر به اصفهان با اعلام اين خبر گفت:« در محور فرهنگي اصفهان حدود 130 اثر مانند سي و سه پل، مسجد جامع، ... وجود دارد كه براساس پيشنهاد يونسكو مبني بر افزودن آثار تاريخي به محور ميدان نقش جهان در فهرست ميراث جهاني، پرونده 127 اثر براي معرفي  به يونسكو آماده مي‌شود.» 
وي گفت:« اين پرونده‌ها در زمينه ثبت آثار ملي در فهرست ميراث جهاني كار بسيار بزرگي محسوب مي‌شود و فعاليت آن از امروز در اصفهان آغاز مي‌شود.» 
وي افزود:« البته اين كه اثري به فهرست جهاني اضافه شود كاري بسيار سخت است و اميدواريم سازمان ميراث جهاني اين سهميه اضافه را از ما بپذيرد.» 
مشايي ادامه داد:« با توجه به اينكه 12 اثر شامل مجموعه كليساهاي ارامنه آذربايجان شامل 2 كليساي جامع، 3 كليساي كوچك، چند نمازخانه و 2 قبرستان براي ثبت جهاني ارسال شده كه در دنياي مسيحيت تأثير فراواني از لحاظ فرهنگي خواهد داشت اگر آثار اصفهان نيز مورد قبول واقع شود تأثير شگرفي بر وضعيت ميراث فرهنگي ايران خواهد گذاشت و كاري بزرگ انجام خواهد شد.»
 
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 15:44 |