تبليغاتX
انسان شناسی در دنیای امروز
همایش فناوری بومی ایران  در ۱۸ و ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ برگزارشد.

زمینه های تخصصی این همایش

شناخت دانشگاهی فناوری بومی ایران

امروزینه کردن فناوری بومی ایران

ایجاد تکنولوژی های مدرن بر مبنای فناوری بومی ایران

اهداف این همایش: ایجاد خودباوری و خود اتکایی ملی

 من در تالیف مقاله ای با آقای دکتر بشیری صدر همکاری داشتم و این مقاله را در تاریخ ۱۸ اردیبهشت در این همایش  ارائه کردم.  قسمت هایی از این مقاله را برای مطالعه ی شما در اینجا قرار می دهم.

 کاسنی نمونه ای از ارتباط منطقی بین طب سنتی ایران و علم روز

       مقدمه       

  فاصله بین طب سنتی ایران در زمان های درخشش فکر و اندیشه در ایران گذشته و پزشکی امروز آنقدر زیاد استکاسنی که بعضی عکس العمل های منفی در مورد طب سنتی کاملا طبیعی به نظر می رسد. در هر صورت راه برخورد منطقی با یک مساله علمی نفی آن نیست بلکه عقل سلیم حکم می کند که در مورد آن تفکر کرده و راه های  حل آن یکی پس از دیگری تا رسیدن به پاسخ آزمایش شود.ناگفته نماند که بعضی از پزشکان عاشق ایران گذشته و حال تلاش های غیر قابل توصیف جهت وصل تاریخ علمی گذشته و امروز مبذول کرده اند و می کنند. آنها معتقدند که راه درمان بیماری های انسانی از شناخت بهتر شخصیت چند بعدی ایشان (مادی و معنوی) می گذرد. گروه دیگری که در این تلاش عظیم، برای پیوست مجدد یافته های گذشته با علم روز نقش ایفا می کنند، داروسازها می باشند. آنها کاملا واقفند که هر ترکیب شیمیایی که وارد بدن انسان می شود فعل و انفعالات خاص خودش را بدنبال خواهد داشت خواه غذا باشد یا دارویی ساخت کارخانه دارویی یا ترکیب طبیعی استخراج شده از یک گیاه دارویی باشد. داروسازان می دانند که برخلاف آنچه که در دو قرن اخیر جا افتاده بود، بهترین اثر دارویی همیشه با ترکیبات سنتز شده و خالص نیست و در بسیاری از موارد یک عصاره خام ( حاوی چندین ترکیب گیاهی) اثرات بسیار ملایم تر و مفید تر نشان می دهد.  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:27 |
مقاله ی  در بررسی و خلاصه ی کتاب «درباره خلاقیت» دیوید بوهم نوشته ام که در فصلنامه ی "علوم اجتماعی رشد" ویژه ی خلاقیت  به چاپ رسیده است این ویژه نامه در بهار سال ۱۳۸۷عرضه خواهد شد.

مطالعه ی این کتاب را به شما دوستان عزیز پیشنهاد می کنم و برای آشنایی بیشتر با آن می توانید مقاله ی من را مطالعه فرمایید.

خلاقیت در علم و هنر

معرفی و بررسی کتاب «درباره خلاقیت»

 

نوشته شیدا حافظی[1]

 

عنوان: درباره خلاقیت

مولف: دیوید بوهم

مترجم: محمد علی حسین نژاد

ناشر: ناشر ساقی، 1381

 

 

درباره ی خلاقیت، نوشته ی دیوید بوهم یکی از کتابهای مجموعه ی آثار کلاسیک انتشارات بین المللی راتلج است که در سال 1996 چاپ نخست آن منتشر شد. مجموعه ی کلاسیک های  انتشارات راتلج امروزه مجموعه ی بسیار ارزشمندی است که آثار بزرگ اندیشمندانی مانند فروید، مارکس، لوی اشتراوس، مری داگلاس و بسیاری از فیلسوفان و دانشمندان دیگر را منتشر کرده است. دیوید بوهم که در سال 1992 درگذشت یکی از فیزیکدانان و نظریه پردازان بسیار برجسته و شناخته شده ی نیمه ی دوم قرن بیستم بود. بوهم در نخستین فصل خود این پرسش را مطرح می سازد که چرا دانشمندان بسیار عمیق به کارشان علاقمند می شوند؟ بوهم می نویسد اگر با دانشمندان صحبت کنیم درخواهیم یافت که فایده برای دانشمندان اهمیت ثانویه دارد. در آنصورت این پرسش مطرح است که چرا آنها که اهمیت چندانی برای فایده ی کارهایشان قائل نیستند چنین سختکوشانه و عمیق با کارشان درگیر می شوند؟ دیوید بوهم می نویسد پاسخ این است که دانشمندان بدنبال یادگیری چیزی نو و تازه هستند و می خواهند قانون ناشناخته ای از نظم طبیعت را بشناسند، قانونی که وحدت عالم را نشان دهد. دیوید بوهم در سراسر کتاب صد و چهل و پنج صفحه ای اش سعی می کند با نثری روان و جذاب که خواننده ی عمومی بتواند با علاقه آن را دنبال کند این نظریه ی خود را مستدلل سازد که هدف م حققان و دانشمندان کشف یا رسیده به چیزی نو و تازه است و خلاقیت از دیدگاه بوهم همین فرایند دستیابی به چیزی نو و تازه می باشد.



[1] کارشناس ارشد انسان شناسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 20:42 |

 

در مقاله استاندارد سازی نه استحاله احیای طب سنتی ایران را از دیدگاه انسان شناسی مورد نقد قرار داده ام.این مقاله را که در شماره ی ۶ فصلنامه ی عطارنامه به چاپ رسیده است در اینجا برای مطالعه ی شما قرار می دهم.
 امیدوارم روزی در کشورمان ایران برای انجام هر اقدام اساسی از تحقیقات میان رشته ای استفاده شود تا با راه و روشی صحیح تر و علمی تر به نتیجه ی دلخواه و موثر برسیم.

 

استاندارد سازي نه استحاله

نقدي انسان شناختي بر سياست احياي طب سنتي در ايران

 

 

شيدا حافظي

 

 

توسعه طب سنتی یکی از مباحث جهانی مهم در چند دهه اخیر بوده است.  دولت ها و در عین حال سازمان بهداشت چهانی و سازمان ملل متحد به مثابه مهمترین نهادهای بین المللی، طب سنتي را دانش بومي كشورها دانسته و درصدد برآمده اند تا با استفاده از سیاست ها و ابزارهای مختلف مانند روزآمد سازی، استاندارسازی، استفاده از  فناوري هاي نوين از جمله IT(فناوري اطلاعات ) به احيا و ترويج اين علم به ويژه در كشورهايي كه در اين امر پيشينه تاريخي دارند، بپردازند. هر یک از این سیاست ها دامنه وسیع و گسترده ای در جهان و ایران دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 18:17 |

By John Postill

This paper discusses a blind spot in Bourdieu's field theory: political process. This was precisely the emphasis of much earlier work on field theory than Bourdieu's carried out by members of the Manchester School of anthropology. The discussion, based on recent fieldwork in Malaysia, draws on Victor Turner's field concepts (chiefly on social drama and arena) to analyse two political crises involving Internet activists and the local authorities in a Kuala Lumpur suburb.

Introduction

In recent years Pierre Bourdieu’s field theory has received increased attention from sociologists, anthropologists, media scholars and others (Benson and Neveu 2005). Anthropologists specialising in the study of media, for instance, have used Bourdieu’s version of field theory to analyse processes and practices of media production (e.g. Pedelty 1995, Dornfeld 1998, Moeran 2002, see Peterson 2003: 177-184). In this paper I join these media anthropological efforts with case studies based on recent fieldwork on Internet activism and local government in a suburb of Kuala Lumpur, in Malaysia. Yet instead of adopting Bourdieu’s field theory wholesale I concentrate on an area of field theory that is underdeveloped in Bourdieu but has an earlier history within political anthropology, namely the field-theoretical study of political processes such as social dramas undertaken by Victor Turner and other Manchester scholars (Swartz et al 1966).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 14:44 |
 

در این مقاله می توانید با تعدای از منابع اینترنتی مخصوص پژوهش های انسان شناسی آشنا شوید.

Web-Based Resources for ANTHROPOLOGY RESEARCH

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 14:47 |
دو مقاله ی انسان شناسی پزشکی با مشخصات زیر: 

(برای خواندن مقالات روی تیتر مقاله کلیک کنید)

Rethinking Medical Anthropology

How Anthropology is Failing Medicine

Colin P. Hemmings

Anthropology & Medicine

Vol. 12, No. 2, August 2005, pp. 91–103

Rejoinder: In Defence of

Medical Anthropology

Alex Shand

Anthropology & Medicine

Vol. 12, No. 2, August 2005, pp. 105–113

 

 

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 14:23 |

 

 مقاله ی انتخابی امروز (Learning how to ask in ethnography and psychotherapy) مربوط به انسان شناسی پزشکی است و  راهنمایی است برای اتنوگرافی و سایکو تراپی از دیدگاه انسانشناسی. نویسنده ی مقاله" INGA-BRITT KRAUSE "است و در فوریه ی ۲۰۰۳ در ژورنال" Anthropology & Medicine," منتشر شده است.

 

Learning how to ask in ethnography and psychotherapy

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 10:7 |
مقاله ي  "Modernization and Consanguineous Marriage in Iran"

تالیف : "Benjamin P. Givens; Charles Hirschman  " كه درسال ۱۹۹۴ در  ژورنال

Journal of Marriage and the Family" منتشر شده است به نظرم جالب آمد. براي مطالعه ي شما آن را در وبلاگم قرار دادم.

 

براي خواند مقاله به لينك زير مراجعه فرماييد.

Modernization and Consanguineous Marriage in Iran

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 11:26 |

CURRENT ANTHROPOLOGY Volume 47, Number 2, April 2006


Anthropological Currents




Linguistic Anthropology

Culture as Mediating Language

     Native speakers of many languages assume that speech can show regional and socioeconomic distinctions—these being differences manifest in word choice, pronunciation, and word order, among others. However, rarely are differences in the underlying meanings of concepts brought into the discussion of dialectal variation. Countering this, Farzad Sharifan (Language and Education 19 [2005]) examined native English-speaking Aboriginal and Euro-Australian children's interpretations of English words. Words are construed in different languages as indexing, to varying degrees, categories which reflect the norms, history, and knowledge of different cultural groups. Therefore languages are expected to differ in their means of conceptualizing and, hence, categorizing the world. The possibility of underlying categorical variation within languages based on cultural and background differences is relatively new ground.

     The two groups of children were asked to associate target words with other terms. Though overlapping in some areas, the Aboriginal and Euro-Australian children's meanings demonstrated very distinct conceptualizations of words such as home, people, shame, and family. Sharifan argues that these associative differences highlight variation in the two cultural systems. Additionally, he encourages the inclusion of intergroup conceptual differences as a feature for distinguishing dialects. He notes that this point may have political implications for pedagogical practices.

mdash.gifVCHAND



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 16:43 |
 امروز تصمیم دارم چندمقاله ی انسان شناسی با موضوعات مختلف را در این وبلاگ ارائه کنم مقاله ی اول از ژورنال معروف Current Anthropology, Vol. 47, No. 3. (Jun., 2006), p. 405. است.

 

Anthropological Currents




Material Culture

The Writing on the Wall

     Throughout the conflict in Northern Ireland, murals have provided both Ulster Loyalists and Republicans with a means of conveying political views and cultural values. Whether commemorating past events, celebrating heroes, vilifying enemies, or serving as a call to arms, these expressions transcend the images and words they contain by both symbolizing and exemplifying the long-standing struggle over control of physical space that lies at the center of the conflict. Accordingly, media and academic interest has focused on the creation and location of new murals as reflections of shifts in the political context and community priorities. But the significance of Northern Ireland's murals goes well beyond this.

     Jonathan McCormick and Neil Jarman (Journal of Material Culture 10 [2005]) contend that the disappearance of murals is as much a conscious political act as their creation. Prime spaces are painted over and over again to create new images that capture current events and concerns. Other murals, particularly those with militant content, elicit reactions by communities or opposition groups and become targets for paint bombs and other means of destruction or distortion. Still others fall prey to the more mundane forces of urban renewal and development or are simply left to fade away. Despite the varied reasons and actors behind each mural's demise, the death of each mural reveals changing community and political priorities and highlights the impermanence of both message and medium in Northern Ireland's turbulent political environment.

mdash.gifGACOLLINS



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 16:35 |
 

                                                    Nima Sarvestani- نیما سروستانی

امشب در کانال  arteماهواره فیلم مستند "حراج کلیه" به کارگردانی "نیما سروستانی" ( چندین جایزه ی بین المللی را کسب کرده است) را نشان داد. .

 حراج کلیه،  ایران  را از لابه لای سختی ها، مشکلات و فقر به بیننده نشان می دهد تصویری واضح و حقیقی. مرکز اهدای کلیه مرکزی دولتی و طرز برخورد مسئولین با افراد اهدا کننده و مقدار پولی که برای اهدای کلیه تعیین کرده اند. 2 میلیون گیرنده و یک میلیون هم دولت به اهدا کنندگان می دهند.

 شخصیت های اصلی در واقع سه نفر بودند.

               حراج کلیه در ایران-Iranian Kidney

مهرداد23 ساله اهدا کننده. شیوا 27 ساله گیرنده و سهیلا که اهدا کننده ای دیگر بود. مهرداد کارمند پروژه ای بود که بعد از دو سال کار بیکار شده بود و برای پرداخت بدهی هایش و اداره ی زندگی مشترک با همسرش مجبور به فروش کلیه اش شده بود. البته بعد از مراجعه، متوجه شده بود مقدار پولی که نصیبش می شود بسیار کمتر از بدهی هایش می باشد. -فیلم هم می گفت کلیه ام را می دهم گوشت که نمی فروشم-. در قسمتی از فیلم مهرداد و زنش را می بینیم که به مکانی پنهانی می روند تا زنش کورتاژ کند. مهرداد می گوید کورتاژ در کشور ما ممنوع است برای همین هم باید یه این مکان ها بیاییم. من و زنم بچه خیلی دوست داریم ولی بدلیل مشکلاتی که داریم نمی خواهیم یک بچه را هم وارد این دنیا بکنیم.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 3:33 |
کنگره ی بزرگداشت شیخ بهایی دوم اردیبهشت ماه در اصفهان برگزار می شود. من هم در این همایش از طرف انجمن فناوری بومی ایران همراه با جمعی از اعضای این انجمن شرکت می کنم. خلاصه ای از مقاله ای که قرار است ما در این کتگره ارائه کنیم در اینجا می گذارم.

 ضرورت استاندارد سازی طب سنتی و بکارگیری آن در عصر حاضر

 

در جوامعي با سابقه تاريخي و فرهنگي طولانی از جمله ايران، طب سنتي جايگاه ویژه ای دارد. علاوه بر اين، سنتي بودن این جوامع، فقدان پوشش بيمه اجتماعي مناسب و هزينه سرسام آور درمان، از جمله عواملي هستند كه باعث رونق انواع درمانهاي سنتي در كشورهاي در حال توسعه مي شوند. در ايران همواره سعي بر اين بوده است كه با حفظ استانداردهاي لازم در توليد و كاربرد دارو ، به شرط ساماندهی و تعریف چارچوب استاندارد، این طب به کار خود ادامه دهد. در صورتي كه استانداردسازی، تهيه و مصرف داروهاي سنتي ترقي پيدا نكند، دو مشكل عمده بروز خواهد كرد، ابتدا در كوتاه مدت نارضايتي مصرف كننده و تنزل كيفيت درمان در قشرهاي آسيب پذير، و در بلند مدت نابودي خود طب سنتي و محروم ماندن از فوايد آن را در برخواهد داشت. البته مضرات تدوین مقررات نامناسب برای طب سنتی و داروهای گیاهی، کمتر از نبود مقررات نیست. چاپ فارماکوپه گیاهی ایران برای 100 عدد گونه گیاهی، اولین قدم مثبت در این راستا به حساب می آید ولی با توجه به فراوانی گونه های دارویی بومی هنوز نیازمند تلاشهای فراوان در این زمینه هستیم.  با توجه به اين كه داروهاي گياهي از طريق مواد مؤثره در گياه، اثرات شفابخش خود را نشان مي دهند، بديهي است كه مانند ساير مواد شيميايي، اصول علمي در استخراج، تهيه، نگهداري، طرز مصرف، مقدار مصرف، مدت مصرف و غيره نیز بايد رعايت شود.    

+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 6:25 |

                          

 

ایران سرزمین باستانی من، روزگاری پرشکوه داشت، در آن روزگاران مهد تمدن و فرهنگ بود، ایرانیان آن دوران، هم میهنان عزیز من افتخاراتی آفریدند که من ایرانی در این قحط وفا به آن افتخار می کنم و می نازم، افتخاراتی که هنوز هم سپر بلای جان ماست، دیگران زمانی هم که به ما حمله ور می شوند ما را ملتی با فرهنگ و متمدن می نامند، -سخنرانی های آقای بوش را به خاطر بیاورید-. هنوز هم نسل ما در میان جهانیان خاطرخواه دارد حتی اگرکودکی از زهدان یک مادر فقیر ایرانی بیرون بیاید به دلارها آن را می خرند، (در خبرها خواندم که زنان فقیر ایرانی بچه دار می شوند فقط برای اینکه نوزاد را بفروشند بسیاری از نوزادان توسط اعراب خریداری می شوند، وقتی که دلیل را از اعراب پرسیدند گفته بودند، ایرانی ها نژاد خوبی هستند.) البته، وای بر ما که به این روز دچار شده ایم، نه نترسید به فروش بالای دختران و زنان در فحشا خانه های دنیای فرنگ و عرب اشاره ای نخواهم کرد که حتما این جز افتخارات ما نیست.

آنچه که پیشینیان ما برایمان به ارث گذاشته اند بسیار است، اگر همتی می کردیم تا غبار از این یادگاری ها پاک کنیم چه خوب بود! هم به دنیا می نازیدیم، هم کودکان و جوانان ما که در دنیای غربت در میان امکانات بی حد و شمار فرنگ بدنبال پیشرفت و دنیای بهتر هستند با آرامش و اعتماد به نفس بیشتری زندگی می کردند. بله در این صورت کلمه ی ایرانی در شناسنامه ها پررنگ تر می شد، و دیگر نیازی نبودکه خود را ایتالیایی بنامند واگر هم از شانس بلوند و بور هستند با سرافرازی بگویند که ما از خاک پاک همین دیاریم. اگر افتخاراتمان را غبار روبی می کردیم آنقدر جایگاه، خشایار شاه و امپراتوری ایران باستان محکم و استوار می شد که نه تنها هیچ کارگردانی جرات نکند با تاریخ ما اینگونه بازی کند، بلکه هیچ سریال ساز ایرانی در کشور خودمان به خود اجازه ندهد که نام های باستانی را به تمسخر بگیرد ( خشایار شخصیتی مسخره در سریال مهران غفوریان). ای کاش می دانستیم همین فرنگی هایی که ما را از پرداختن به تاریخمان باز می دارند ، خودشان چقدر به تاریخ خودمی نازند و محافظتش می کنند، حتی تاریخ 10 سال پیششان را بر روی چشم می نهند. یا همین به فرنگ رفته های ما که گفتگو از تاریخ را ارتجاع یا مانع مدرن شدن می دانند،  تاریخ فرنگ را بر روی چشم می نهند تا همگان بدانند که اینان فرنگی و مدرن هستند. ای کاش می دانستیم که اگر از میراث مان بخوبی و درست و به مثابه ی یک منبع برای پیشرفت استفاده کنیم این بار می توانیم به "اکنون "خود افتخار کنیم.

من به مثابه یک ایرانی به اشو زرتشت، اولین کسی که یگانه پرستی را به جهانیان آموخت افتخار می کنم،

به کوروش بزرگ کسی که اولین منشور حقوق بشر را ایجاد کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا حافظي در دوشنبه ششم فروردین 1386 و ساعت 1:5 |